درنگی در سخنان مقام معظم رهبری در رابطه با جهاد کشاورزی
آیات قرآن و سخنان معصومان ـ علیهم السلام ـ درباره کشاورزی و طبیعت فراوان است، در این میان روایتی از امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نقل شده که تا حدودی شهرت یافته است. امام باقر ـ علیه السلام ـ از پدر بزرگوارش علی بن الحسین از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ چنین نقل کرده اند:
«من وَجَد ماءاً و تراباً ثم افتقر فأبعده اللّه.»(1)
«هر کس آب و خاک داشته و با این حال نیازمند باشد خداوند او را از رحمت خود دور می کند.»
این گهر گفته به آدمیان تنبه می دهد که آب و خاک سرمایه ای است عظیم و ماندگار، و خداوند آن دو را به گونه ای خلق فرموده که آدمی با تکیه بر دانش و تجربه و با بهره وری از تدبیر درست می تواند از دامن آن دو نیازهای خود را برآورد. بذر فشاند و گیاهان دل انگیز و سرسبز در خاک بنشاند و از محصولات آنها خوراک خود و دامهایش را فراهم سازد و در پرتو کشاورزی افزون بر تأمین غذا و بخش عظیمی از پوشاک و دیگر نیازهای زندگی، محیطی سالم برای ادامه حیات خود و هم نوعانش پدید آورد.
* * *
رهبر فرهیخته انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ـ دام ظله ـ به مناسبت هفته جهاد کشاورزی سخنان مبسوطی ایراد فرمودند که به حق شایسته تأمل و تدقیق است و می تواند راهگشا و کلید حل مشکلات کشاورزی در ایران اسلامی باشد. این مقاله در پی آن است که نکته هایی درباره کفایتها، کاستیها و بایدهای کشاورزی با محور قرار دادن سخنان معظم له فراروی خوانندگان نهد.
اهمیت کشاورزی
رهبر معظم انقلاب به صراحت از اهمیت کشاورزی سخن گفتند و آن را محور توسعه ایران اسلامی دانستند. از دیدگاه ایشان کشاورزی برای کشور ما بسیار مهم است تا آن جا که باید آن را بخشی ویژه و استثنایی دانست؛ زیرا از سویی جمعیت کشور رو به افزایش است و کشوری که دارای دهها میلیون جمعیت است بیش از هر چیز و پیش از هر برنامه ای باید به فکر تأمین غذای این جمعیت باشد.
ایشان در این باره واژه «امنیت غذایی» را به کار بردند که درخور تأمل بسیار است. امنیت غذایی به معنای آن است که هرگاه کشوری در برابر تحریمهای دشمنان، حوادث ناگوار و وقایعی از قبیل جنگ قرار گرفت بتواند روی پای خود بایستد و با بهره وری از امکانات خود مردم را سیر کند. دستیابی به امنیت غذایی تنها در سایه توسعه پایدار و ماندگار کشاورزی میسور است.
امام خمینی ـ بازگرداننده کرامت غصب شده و برباد رفته ملت سرافراز ایران ـ در پی آن بود که عزت مسلمین را بدانان بازگرداند و ایران را عملاً به ام القرای کشورهای اسلامی مبدل سازد به گونه ای که الگوی ستم ستیزی و بازیابی عزت اسلامی و توسعه همه جانبه گردد.
امام راحل ـ قدس سره ـ در پی رسیدن به کشوری آزاد، آباد، با معنویت و عدالت بود؛ کشوری که قوانین و اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن به گونه ای رقم خورده باشد که زمینه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت در آن فراهم آمده باشد.
صعود به اهداف بلندی از این دست کار آسانی نیست و جهاد و از خودگذشتگی فراوان و برنامه های سخته و سنجیده ای می طلبد که توسعه پایدار و تکامل ماندگار کشاورزی در زمره آنهاست. بدون شکوفایی کشاورزی جامعه نمی تواند به عزت اسلامی دست یابد.
رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرمودند:
«دستگاه کشاورزی برای کشور ما بسیار مهم است؛ چون امنیت غذایی برای کشوری بزرگ، پرجمعیت و دارای هدفهای بلند بسیار مهم است. لذا بخش کشاورزی و دامداری ما یک بخش ویژه و استثنایی است و همه باید برای آن تلاش کنند.»(2)
این همان نکته ای است که امام خمینی نیز بر آن تأکید می ورزید، ایشان در این باره ضمن اشاره به نابودی کشاورزی در زمان حکومت پهلوی چنین فرمودند:
«ما در تمام زمینه های اقتصادی یک انقلاب واقعی می خواهیم. امر کشاورزی در حکومت ما، از اولویت خاصی برخوردار است. برای این که شاه با اصلاحات ارضی آمریکایی خود کشاورزی را نابود کرد ... .»(3)
بدین سان از دیدگاه امام خمینی نیز کشاورزی امری است ویژه و استثنایی که بدون توجه تام بدان استقلال کشور و عزت مسلمین در خطر است، همان طور که نگاه تیزبینانه و هوشیارانه به آن، انسان را به این نکته رهنمون می سازد که در سایه کشاورزی بخش عظیمی از معیشت مردم و در نتیجه عزت ایران اسلامی به دست خواهد آمد. از این رو کشاورزی می باید اساس و محور همه حرکتهای اقتصادی باشد.
امام راحل ـ قدس سره ـ در این باره چنین فرمودند:
«امروز بحمدالله با همت جوانها [جهادگران] وضع روستاها رو به بهبود است، ایران کشوری است که باید کشاورزی اش اساس همه کارها باشد ... .»(4)
متأسفانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از مسئولان اجرایی کشور عملاً به اهمیت کشاورزی پایبند نبودند به گونه ای که بودجه مختص به کشاورزی در مقایسه با صنعت و امثال آن ناچیز بود و متقابلاً سهمی هم که کشاورزی در تولید درآمد ناخالص ملی کشور داشت چندان به حساب نمی آمد و به تبع آن بخش عظیمی از نیازهای کشور به فرآورده های کشاورزی از جمله گندم از خارج وارد می شد و ایران در ردیف مهم ترین واردکنندگان این محصولات بوده است.
رهبر معظم انقلاب نیز در این باره چنین فرمودند:
«مهم ترین گنجینه خدا در زمین و خاک، عبارت است از موادی که مایه ادامه حیات بشر و حیوانات است. این از طلا و نفت مهم تر است؛ طلا و نفت وسیله به دست آوردن مایحتاج زندگی است، اما محصول غذایی مهم ترین مایحتاج زندگی است. این را برای این عرض می کنم که همه دست اندرکاران کشور و بخصوص مسئولان وزارت جهاد کشاورزی توجه کنند ـ همان طور که از اول انقلاب بارها تکرار شده است ـ که کشاورزی یکی از اساسی ترین محورهای توسعه در کشور ماست؛ یک چیز حاشیه ای نیست. توجه به صنعت ـ که لازم است ـ نباید موجب عطف توجه از کشاورزی شود. کشاورزی پایه، زیربنا و اساس است ... .»
کشاورزی در اسلام
در آیات قرآن و روایات رسیده از معصومان ـ علیهم السلام ـ درباره ابعاد مختلف کشاورزی از قبیل آب، خاک، باران، رودها، نهرها و چشمه ها، زمینهای کشاورزی، زکات، فضیلت کشاورزی و منزلت کشاورزان، باغداری، جنگلها و مراتع و ... روایات مختلف و متنوعی آمده است که به تفصیل در شماره های پیشین «فرهنگ جهاد» درباره آنها بحث و مقالات فراوانی نوشته شده است. رهبر معظم انقلاب در سخنان خود ضمن اشاره به این مطالب تنها به یک نکته از میان آنها و به یک حدیث که درباره منزلت کشاورزان و فضیلت کشاورزی است اشاره کرده اند.
ایشان با اشاره به یکی از روایات در این باره چنین فرمودند:
«در اسلام آگاهانه و با توجه نسبت به کشاورزی تأکید شده است. حدیث بسیار پرمعنا و پرمضمونی درباره کشاورزان نقل شده است: "الزارعون کنوز الله فی ارضه"؛ یعنی کشاورزان کسانی هستند که گنجینه های خدا در زمین را می دروند و استخراج می کنند. مهم ترین گنجینه های خدا در زمین و خاک عبارت است از موادی که مایه ادامه حیات بشر و حیوانات است. این از طلا و نفت مهم تر است. طلا و نفت وسیله به دست آوردن مایحتاج زندگی است اما محصولات غذایی مهم ترین مایحتاج زندگی است.»
از این سخنان استفاده می شود که اولاً در اسلام به کشاورزی توجه بلکه بر آن تأکید جدی شده است. ثانیاً: این توجه آگاهانه و با در نظر گرفتن سودمندیهای ماندگار و زیربنایی کشاورزی بوده و بخش عظیمی از این روایات دربردارنده احکامی جاودان و دایمی است، نه موقت و مختص آن روزگار. ثالثاً: یکی از این روایات به عنوان نمونه آورده شده است که روایت یاد شده را جناب شیخ طوسی (م 460 ه.ق) در کتاب گران سنگ تهذیب الاحکام نقل کرده است:
«عن محمد بن احمد بن یحیی، عن ابراهیم بن اسحاق، عن الحسین بن أبی السَّری، عن الحسن بن ابراهیم، عن یزید بن هارون الواسطی. قال: سألت جعفر بن محمد ـ علیهماالسلام ـ عن الفلاحین، فقال: هم کنوز اللّه فی ارضه و ما فی الأعمال شی ءٌ أحبّ الی اللّه من الزراعة و ما بعث الله نبیّاً الاّ زارعاً إلاّ ادریس فانه کان خیاطاً.»(5)
«یزید بن هارون واسطی می گوید از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره فلاحان سئوال کردم، حضرت فرمود: آنان همان کشاورزانند که گنجهای خدا در زمینش هستند و پیش خدا در کارها چیزی محبوب تر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر آن که کشاورز بوده است، جز حضرت ادریس ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ که خیاط بود.»
این روایت را با همین سند جناب ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی به گونه ای دیگر نقل کرده است:
«عن یزید بن هارون، قال: سمعت أبا عبدالله ـ علیه السلام ـ یقول: الزارعون کنوز الانام یزرعون طیّباً اخرجه اللّه ـ عز و جل ـ و هم یوم القیمة احسن الناس مقاماً و أقربهم منزلةً.»(6)
«یزید بن هارون می گوید شنیدم از امام صادق ـ علیه السلام ـ که درباره [کشاورزان[ چنین فرمود: کشاورزان گنجینه های مردم هستند. آنان دانه های پاکیزه را می کارند که خداوند ـ عزّ و جل ـ از زمین می رویاند و بیرون می آورد و آنان در روز قیامت بهترین مقام را میان مردم و نزدیک ترین منزلت را [به خداوند] دارند و با نام و عنوان "مبارک" خوانده می شوند.»
همان طور که اشاره شد روایات مرتبط به کشاورزی فراوان است و این روایت تنها به عنوان نمونه آورده شده است. شرح و بررسی آنها فرصتی فراخ می طلبد و در این مختصر نمی گنجد. به طور فشرده فهرست مطالب این روایات به قرار زیر است:
1ـ کشاورزی حلال ترین و پاکیزه ترین کارهاست؛(7)
2ـ در زمان حکومت حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ کشاورزی رونق می یابد و زمین سرسبز و خرم می گردد؛(8)
3ـ کشاورزان گنجینه های خدا در روی زمین اند؛(9)
4ـ کشاورزان گنجینه های مردم اند؛(10)
5ـ محبوب ترین عمل نزد خداوند، کشاورزی است؛(11)
6ـ همه پیامبران خدا به جز ادریس کشاورز بوده اند؛(12)
7ـ کشاورزی را جبرئیل به آدم ـ علیه السلام ـ آموخت؛(13)
8ـ هر مقدار که مردمان از دستاوردهای کشاورزان بهره برند، خداوند به آنان پاداش خواهد داد.(14)
9ـ کشاورزی بهترین ثروت است؛(15)
10ـ کشاورزی بزرگترین کیمیاست؛(16)
11ـ خداوند کشاورزی را برای پیامبرانش انتخاب کرد؛(17)
12ـ کشاورزان روز قیامت بهترین مقام و نزدیک ترین منزلت را به خداوند دارند؛(18)
13ـ در روز قیامت آنان با نامِ «مبارک» خوانده می شوند؛(19)
14ـ کشاورزان دانه های پاکیزه ای را می کارند ... .(20)
و مطالبی از این دست درباره ابعاد مختلف کشاورزی فراوان است که رهبر انقلاب به آنها اشاره کرده اند.(21)
این روایات در واقع دنیا و آخرت و معیشت و معنویت را درهم آمیخته است و بر طبق آنها کسی که توان و عمر خود را در راه سرسبزی زمین و کشاورزی صرف کند، افزون بر سودمندیهای مادی، خوشبختی را در آن دنیا برای خود رقم زده است و زمینه شکوفایی و بالندگی روح و گام نهادن در مدارج معنوی را برای خود فراهم آورده است.
بدین سان اسلام به کشاورزی و کاشت، داشت و برداشت محصول و سرسبز ساختن زمین از زاویه ای دیگر می نگرد و آن را در عین مادی بودن قدسی می داند و رنگ و بوی معنویت بدان بخشیده است. این امر ویژه کشاورزان نیست بلکه همه مدیران، مسئولان و دست اندرکاران کشاورزی را فرا می گیرد؛ چه این که همه آنان در سمت و سوی فراز آوردنِ گنجینه های زمین اند. رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرمود:
«مسئولان محترم هم در کشاورزی حرمت خود را مقدس بدانند؛ کار آنها بسیار مهم و یکی از انسانی ترین کارهاست، البته خداوند متعال هم تفضل و لطف خواهد کرد ... .»
قابلیتها و زمینه های آماده
فشرده آن چه گذشت آن که در ایران اسلامی کشاورزی می تواند و می باید محور توسعه باشد و در اسلام بر آن تأکید بسیار شده است و مسلمانان در سده های نخستین پیشرفتهای چشمگیری در این باره داشته اند، اما اکنون این پرسش خودنمایی می کند که آیا ایران اسلامی زمینه ای مستعد برای کشاورزی و آب و خاک مناسب برای آن دارد یا این که از آن جا که کشور ما در منطقه کم باران کره زمین قرار گرفته است، بستر مناسبی برای کشاورزی نیست و برای شکوفا ساختن اقتصاد باید راه دیگری در پیش گرفت؟
پاسخ مشروح به این پرسش متناسب با موضوع این مقاله نیست، اما به طور خلاصه به روشنی توان گفت ایران اسلامی بستری است آماده و درخور برای کشاورزی و به لحاظ تنوع ژنتیکی گیاهی و حیوانی در جهان یا کم نظیر است و یا بی نظیر؛ در حال حاضر بر پایه آمارهای موجود سرزمین پهناورمان 37 میلیون هکتار اراضی قابل کشت دارد و بر طبق نظر کارشناسان دو برابر مقداری که اکنون از زمینها بهره برداری می گردد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد. دشتهای حاصلخیز، دامنه های ارزشمند کوهستانها و آب و هوای متنوع و مسائلی از این دست زمینه های درخور تحسینی برای کشاورزی فراهم آورده است.
رهبر انقلاب در این باره چنین فرمودند:
«ما باید این مسأله [خودکفایی] را دنبال کنیم و این به نظر ما کاملاً ممکن است، ما دشتهای وسیع و خوبی داریم. در همین منطقه بم دشت وسیع بسیار خوبی وجود دارد. در خوزستان دشتهای وسیع عجیبی هست که باید استحصال شود و به کار بیفتد؛ از لحاظ آمادگی برای کشاورزی، کشور مستعدی داریم، بنابراین باید همت کنیم.»
امام خمینی نیز در این باره نظری مشابه داشت، امام راحل معتقد بود که ایران اسلامی سرشار از امکانات و استعدادهای خدادادی است:
«ایران امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصادی دارد که اگر نفت هم نباشد بتواند در رشد خود و از بین بردنِ فقر پیروز شود، از قبیل معادن مختلف که در صنایع اهمیت زیادی دارد و همچنین امکانات کشاورزی و دامداری، و مهم تر از همه وجود استعدادهای سرشار و خلاق انسانی.»(22)
از این رو ایشان اعتقاد داشت که اگر برنامه ریزی و اجرا درست و به هنگام باشد ایران اسلامی می تواند شتابان به سمت رشد کشاورزی حرکت کند و در زمره صادرکنندگان محصولات کشاورزی قرار گیرد:
«ایران به سرعت می تواند مشکل کشاورزی خود را حل کند به طوری که هر کشاورز به یک زندگی انسانی در حد دیگران برسد و هم مملکت از واردات مواد غذایی بی نیاز گردد.»(23)
«اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید ما در آینده یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود.»(24)
بدین سان محور بودن کشاورزی یک شعار توخالی نیست، بلکه مبتنی بر واقعیات موجود در کشور و هدفی است واقع گرایانه و می باید با تمام قوت و دقت برای تحقق آن گام برداشت و از آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی است.
در سالهای اخیر گامهای نسبتاً مؤثری در مسیر خودکفایی در فرآورده های مهم کشاورزی برداشته شده و پیامدهای مثبت و ارزشمندی داشته است، اما هنوز تا رسیدن به سرمنزل مقصود فاصله بسیار داریم که این فاصله را با همت بلند و عزمی استوار و برنامه ریزی متقن و جامع و فرهنگ جهادی باید پیمود.
رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید:
«و بحمداللّه مسئولان خودکفایی گندم را دنبال کردند.»
«این کارهایی را که گفتند، خوب است؛ اما خیلی باید کار کرد. هنوز خیلی نواقص وجود دارد.»
روشها و راهکارها
اکنون این پرسش رخ می نماید که چگونه می توان به این هدف دست یافت و جامه عمل بر آن پوشانید؟ بی شک دانش و تجربه همواره ارجمند و متبع بوده است و باید از روشها و الگوهای مبتنی بر دانش، تجربه و تعقل که دیگر کشورها به کار بسته اند بهره جست. اما نکته بسیار مهم آن است که نباید از امکانات و اهرمهای قوی، کارساز و بن بست شکن بومی غفلت ورزید و خود را در مقابل دانش و تمدن مغرب زمین باخت و یکسره راه تقلید از آنان را پیش گرفت و بدان افتخار کرد!
از دیدگاه رهبر فرهیخته انقلاب روحیه و فرهنگ جهادی می تواند از ابزارها و روشهای بسیار مناسبی برای دستیابی به شکوفایی کشاورزی باشد.
فرهنگ جهادی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خود بارها تأکید ورزیدند که رمز و راز سرافرازی مسئولان و دست اندرکاران کشاورزی «فرهنگ جهادی» است، روحیه و فرهنگ جهادی است که می تواند به عنوان گران ترین دستمایه و بهترین راهکار، ایران اسلامی را از مشکلات مرتبط به کشاورزی برهاند و آن را به قله افتخار و عزت صعود دهد.
«کشاورزی و دامداری ما هم با این روحیه [روحیه جهادی] رونق واقعی خود را پیدا خواهد کرد.»(25)
بر طبق نظر معظم له فرهنگ جهادی می تواند روشی کارگشا برای دستیابی به توسعه کشاورزی باشد؛ از این رو در این بخش از مقاله ابعاد گوناگون فرهنگ جهادی را بررسی خواهیم کرد.
خاستگاه فرهنگ جهادی
امام خمینی، معمار بزرگ انقلاب اسلامی ایران خود در زمره بزرگترین فرهیختگان و فرهنگی مردان بود، او در دامن حوزه علمیه قم؛ یعنی بزرگترین پایگاه علمی، فرهنگی و معنوی شیعه مدارج عالی علمی را طی کرد و در همانجا به سازندگی و تهذیب خود پرداخت.
انقلاب او مبتنی بر آگاه ساختن توده های عظیم و گسترده مردم بود و فرهنگ شیعه و حسینی را مبنا و اساس انقلاب عظیم خود قرار داده بود. به همان سان که پیامبر خدا آن گاه که در مقابل مشرکان و پیروان مکاتب قرار گرفت از همین روش استفاده کرد.
رسول خدا برای مبارزه با انحرافات مردمانِ آن روزگار شمشیر نکشید و از زور بهره نبرد بلکه بر طبق دستور الهی که «وجاهدهم به جهاداً کبیراً» جهاد فرهنگی را روش خود قرار داد و دستمایه و سلاح برنده او در این جهاد، کتاب خدا؛ یعنی قرآن کریم بود و چون بعثت بی نظیر و جاودانش جلوه کرد و بر دلهای هزاران هزار زن و مرد نشست و آنان را شیفته و شیدای خود ساخت، به آنان آموخت که برای درهم کوبیدن آثار باقیمانده خرافات جاهلی و آباد ساختن سرزمین اسلامی و دفاع از آن در برابر مشرکان و کافران چگونه باید عمل کنند.
مسلمانان از آموزه های اسلام فرهنگ جهادی را آموختند و ره صد ساله را یک شبه پیمودند. آنان بر تلّی از خرابه های فرهنگ جاهلی، تمدنی بشکوه بنا کردند.
الگوی امام راحل ـ قدس سره ـ در انقلاب اسلامی نیز راه و روش خاتم پیامبران؛ محمد بن عبداللّه ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بود. امام راحل در اعماق جانهای تشنه و خسته و شاه زده ایرانیان ـ به ویژه جوانان ـ روح امید دمید و تا آن جا که فرصت داشت و واقعیتها و مشکلات و محدودیتها و ... اجازه می داد اندیشه قرآنی را میان مردم گسترانید و جوانان مؤمن درستکار کوشا و جهادگری ساخت که در آباد ساختن روستاهای ستم زده، فقیر و بی امکانات با روحیه جهادی پا به میدان نهادند.
آنان پولادین مردانی بودند دارای اهدافی بلند و آرمانهایی الهی و انسانی و برای رسیدن به این اهداف و عینی ساختن آرمانهای بلند خود، از هیچ ایثاری دریغ نورزیدند و هرگز از کمی بودجه، امکانات و نبود شرایط مساعد شکوه نکردند؛ بلکه با همتهای بلند، عزمهای استوار و کوششهای خستگی ناپذیر و با آغوش باز به استقبال مشکلات شتافتند، و بدین سان «فرهنگ جهادی» از انقلاب اسلامی و اندیشه های امام راحل نشأت گرفت و به سرعت میان مردمان رواج یافت.
رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرموده است:
«... آن چه انقلاب اسلامی به مردم ما داد فرهنگ جهادی بود. فرهنگ جهادی در همه صحنه ها و عرصه ها به کار می آید و در زمینه کارهای زیربنایی کشاورزی و دامداری و امثال اینها هم از اول انقلاب روح و فرهنگ جهادی وارد میدان شد ... .»
و همین فرهنگ جهادی است که از امتیازات و ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی به شمار می آید و همان است که نقشه های عظیم ابر قدرتهای روزگار را ـ که بسیاری از آنها به تنهایی می توانست یک انقلاب و نظام را نابود سازد ـ نقش بر آب کرد و همان است که مطمح نظر بیگانگان، ارزش ستیزان و دشمنان سوگند خورده انقلاب اسلامی است.
فرهنگ جهادی چیست؟
مفهوم دقیق و مشروح فرهنگ جهادی در ضمن یک مقاله نمی گنجد و فرصتی فراخ تر می طلبد. در این بخش به طور فشرده مفهوم فرهنگ جهادی با تکیه بر سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی بررسی می شود. از سخنان ایشان درباره فرهنگ و روحیه جهادی می توان عناصر اصلیِ سامان دهنده فرهنگ جهادی را استنتاج کرد.
در دیدگاه ایشان ایمان، معنویت، آرمان گرایی و داشتن اهداف بلند و مقدس، زیر پا نهادن فرهنگ مادی و مادی گرایی و در نتیجه خدمت به مردم و دگرمحوری، نه خود محوری، جوشش و تحرک ذاتی و نشاط از عناصر فرهنگ جهادی است.
اصولاً ایمان و اعتقاد به وجود خدایی دانا، توانا، شنوا و بینا که بر همه اعمال آدمیان نظارت دارد و عالم محضر اوست و سرّ و آشکار انسان را می داند، و از سویی همه رفتار، گفتار و نیتهای انسان در دستگاه او به طور دقیق ثبت و ضبط می شود و پاداش و کیفر دارد، باورداشتِ چنین پروردگاری در درون انسان تحولی شگرف می آفریند؛ همت آدمی را بلند، عزم او را استوار، نیتهای او را پاکیزه و انگیزه او را قوی می سازد.
چنین انسانی جز از خدا نمی هراسد؛ چون تنها او را قادر مطلق می داند (و لا حول و لا قوة الا باللّه) و برای انجام اوامر او سر از پا نمی شناسد و مشتاقانه و با قامتی استوار فراز و فرود زندگی را در می نوردد و در برابر امواج کوبنده و طوفانهای موانع چونان کوه سربلند می ایستد و مشکلات را به جان خریده و خم به ابرو نمی آورد. صد البته ایمان پویا و انقلابی به لحاظ کمی و کیفی نیروی آدمی را چند برابر می کند و بر شجاعت انسان می افزاید و حالتی پدید می آورد که بتواند شتابان در صراط مستقیم گام بردارد.
آرمان گرایی
بی شک انسان مؤمن و معنوی که به خدا و روز بازپسین ایمان دارد در ابعاد گوناگون زندگی دارای اهداف مختلفی است. انسان مؤمن در پی آن است که معنویت را در عرصه جانها بگستراند، عدالت را در جامعه استوار سازد و خردورزی را در ذهن آدمیان شکوفا گرداند. انسان مؤمن همواره ارزشهای الهی را در نیات و اعمال خود در نظر می گیرد و از قلمرو آنها پا فراتر نمی نهد. اما واقعیات جامعه گاه فاصله بسیار با این اهداف و آن ارزشها دارد.
در این جاست که آدمی بر سر دو راهی قرار می گیرد؛ آیا تسلیم واقعیتها گردد و ارزشها را در آستان آنها قربانی کند یا به دنبال ارزشها باشد و به واقعیات وقعی ننهد، بلکه با توکل بر خداوند پا به صحنه گذارد و به گونه ای شکیبایی و استقامت ورزد که ارزشها را به واقعیتها مبدل سازد و همه شرایط را به نفع آرمانها تغییر دهد و رنگ و بوی ارزشها را به آنها ببخشد.
رهبر فرهیخته انقلاب در این باره چنین می فرماید:
«... می شود این کارها را کرد و باید بکنیم و با روح جهادی ممکن است. بعضیها اشتباه می کنند که در مقابل آرمان گرایی، واقع بینی را مطرح می کنند. در نظر اینها واقع بینی نقطه مقابل آرمان گرایی است، این خطای بزرگی است؛ چون آرمان گرایی خودش واقعیتها را در جامعه می سازد. یک مجموعه با آرمان و دارای هدفهای بلند می تواند واقعیتها را طبق آرمان خود شکل دهد و به وجود بیاورد. دنیا این طور پیش رفته است. آرمانها را کنار بگذاریم به بهانه واقع بینی، این کمال غفلت است؛ آرمان گرایی به وجود آورنده واقعیتهای شیرین و مطلوب است، وقتی یک انسان، یک مجموعه، و یک ملت با مسئولان و دست اندرکارانش پای آرمانها ایستادند، حاضر نشدند کوتاه بیایند و برایش کار کردند، چه اتفاقی می افتد؟ واقعیتها به سمت آرمانها تغییر می کند. این خودش بزرگ ترین واقعیت و قانون زندگی است. چرا بعضی این را فراموش می کنند؟»
اگر واقع بینی همه جا درست باشد، باید تمام اصلاحها و انقلابهای بزرگ تاریخ را نادرست بدانیم! وقتی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در کانون جهل، تباهی و ظلمت برخاست و فریاد توحید سر داد، آرمانهای بلند و گران قدری داشت، اما او با جهاد و از خودگذشتگی، واقعیتها را به سمت و سوی آنها تغییر داد؛ واقعیتهایی که در نقطه مقابل و متضاد اهداف پیامبر خدا بودند که به خاطر هیچ انسانی خطور نمی کرد، زمانی در جهت اهداف توحیدی پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ قرار گیرند. چه کسی باور می کرد که کعبه مرکز پرستش بتهای گوناگون روزی مطاف مؤمنان و موحدان شود؟! همان طور که در سخنان رهبر عزیز انقلاب آمده است، این خود بزرگ ترین واقعیت زندگی است که آدمیان می توانند نیرو و توان و امکانات خود را در جهت سعادت انسان و استوارسازی عدالت در جامعه و معنویت در جانها و گسترانیدن ارزشها قرار دهند و زمینه سعادت دنیوی و اخروی خود را فراهم سازند.
خودمحوری(26) و دیگر محوری
بر پایه فرهنگ مادی و اخلاق حاکم بر مغرب زمین هر انسانی همه سودها، لذتها و امتیازها را برای خود می خواهد و جز به خود نمی اندیشد و به همه چیز و همه کس به عنوان ابزار دستیابی به اهداف خود می نگرد و هرگاه کسی در قلمرو اهداف او قرار گیرد، زمینه تعارض و دشمنی فراهم می آید. این خودگروی تند و افراطی منشأ بی صداقتیها، عداوتها، بی اخلاقیها و ارزش ستیزیهای بسیاری شده است.
اما در «فرهنگ جهادی» فرد تنها به خود نمی اندیشد، بلکه به عنوان یک انسان مؤمن و بنده خدا وظیفه دارد تا آن جا که می تواند به دیگران خدمت کند و در پی تحقق بخشیدن اهداف اسلام و گسترانیدن ایمان باشد و در این خدمت رسانی و ایمان خواهی و استوارسازی آرمانها چنان غرقه شود که دیگر خود را نبیند و فردیّت خود را به دست فراموشی بسپارد.
یاران پیامبر خدا و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و دیگر وارستگان و مؤمنان راستین در طول تاریخ این گونه بوده اند. آنان چنان غرق در خدمت رسانی به مردم و ایمان و دستیابی به آرمانهای بلند الهی می شده اند که دیگر خود را به حساب نمی آورده اند، گو این که اصلاً «خود» و «من»ی وجود نداشت و همه جا «خدا»، «مردم» و «جامعه» جلوی چشمان و اذهان آنها جلوه گر بوده است.
رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرمودند:
«... بله، معنویت دنیای انسان را هم آبادتر می کند؛ منتها دنیای سالم. آن جایی که فرهنگ جهادی نیست و فرهنگ مادی حاکم است، هر انسانی به تنهایی خودش محور همه حوادث عالم است؛ سود را برای خود می خواهد و ضرر را از خود دفع می کند، اصل برای او این است؛ لذا تعارضها و بی اخلاقیها و بی صداقتیها و دشمنیها پیش می آید. آن جایی که حرکت و روح جهادی وجود دارد انسان در ایمان، آرمان و خدمت به دیگران حل می شود و خود را فراموش می کند. این روحیه را باید در جامعه تقویت کرد. کشاورزی و دامداری با این روحیه رونق واقعی خود را پیدا خواهد کرد.»(27)
آری، آنان که گوهر وجودی خود را به زینت فرهنگ و روحیه جهادی و پویش و جوشش ذاتی آراسته و به فرهنگ مادی نیالوده اند، به پروردگار خود دل بسته و به یاد او و برای امتثال فرمانش بر می خیزند و همواره در پی استحکام آرمانها و اهداف بلند انسانی و الهی در جامعه اند.
از آن جا که این افراد ایمان، اخلاص، توکل به خدا و اعتقاد به آخرت و پاداشهای معنوی دارند، روحیه ای خاص در آنان پدید می آید که ثمره های دل انگیز و آثار بسیار مطلوبی دارد که کوشش پیوسته و جوشش و پویش همیشگی در زمره آنها است.
این مؤمنان راستین به حق خستگی ناپذیرند و شب و روز در پی رسیدن به آرمانها بوده و هرگز انجام کاری و اجرای طرحی را منوط به وجود همه شرایط و امکانات نمی کنند؛ بلکه با تکیه بر نیروی ناپیدا کرانه نهفته در وجود خود و با توکل بر خدا با عزمی راسخ پا به میدان می گذارند و همه واقعیتها را در سمت و سوی اهداف بلند خود قرار می دهند؛ بهترین نمونه در این باره یاران پیامبر خدایند که امیرمؤمنان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ آنان را این گونه توصیف می کند:
«کجایند آنان که به اسلام دعوت شدند و پذیرفتنش را آغوش گشودند، قرآن را تلاوت کرده و احکامش را در عرصه جامعه استوار ساختند. دعوت حماسی و پرجذبه جهاد را با شیفتگی و عشق پاسخ گفتند. شمشیرها را از نیام کشیدند و در صفوفی منظم و فشرده و با یورشهای پیاپی، کران تا کرانِ این سرزمین را از آلایش کفر پاک کردند و به تصرف حق درآوردند؟!»(28)
یاران بزرگ رسول خدا مانند بلال، ابوذر، سلمان و مردانی از این دست، از سر عشق و با انگیزه ای بسیار قوی در سرزمین حجاز که ظلمتِ ظلم، تباهی و جهالت کران تا کران آن را فراگرفته و زشتی، قبح، و پلشتی بر تار و پود مردم سایه افکنده بود، مردانه به پا خاستند و برای دستیابی به آرمانهای خود سر از پا نشناختند و هرگز این اندیشه را در سر نیاوردند که در چنین ظلمتکده ای نمی توان روشنی رسالت و نورانیت محمد خاتم الانبیاء و المرسلین ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را گسترانید.
نمونه دیگر این فرهنگ جهادی را می توان در رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی عراق، علیه ایران سراغ گرفت؛ رزمندگانی که با سلاحهای اندک خود به جنگ ارتش تا دندان مسلح عراق رفتند؛ ارتشی که شرق و غرب و کشورهای عربی از آن حمایت می کردند و در این میان عملیات جهادی جهادگران جهاد سازندگی بسی زیبا می نمود؛ آنان با ابزار و امکانات ناچیز خود راهها و خاکریزهای فراوانی را با سرعت و دقت برای رزمندگان ساخته و از این رهگذر زمینه یورشهای برق آسا به دشمن را فراهم می ساختند و سنگر و سپر حفاظت آنان را فراهم می آوردند؛ این جهاد آنان چنان شُهره شد که عنوان افتخارآمیز «سنگرسازان بی سنگر» ویژه آنان شد. جهادگران نه تنها در میدان جنگ این گونه بودند بلکه در عمران و آبادانی روستاها نیز از همین روش بهره بردند و افتخارهایی آفریدند که ناظران انگشت حیرت به دندان گزیده اند.
رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرمودند:
«... خود انقلاب دستگاههایی را به وجود آورد که در ذاتشان حرکت، جوشش انقلابی و سریع و جهادی وجود داشت، یکی از دستگاهها جهاد سازندگی بود، یکی از دستگاهها سپاه بود، یکی از دستگاهها بسیج بود ... همان حالتِ حرکت، پیشرفت و جهش که در خود انقلاب وجود داشت در اینها هم وجود داشت و ما اثرش را در بیرون دیدیم. در دفاع هشت ساله، بسیج و تحرک مردم را دیدید. در میدان کار و سازندگی و پیشرفت، روحیه جهادی را دیدید، که البته مخصوص جهاد سازندگی هم نماند. این روحیه در بسیاری از دستگاهها رسوخ کرد. امروز هم شما در کمک رسانی به بم همین روحیه را مشاهده می کنید. این روحیه در همه جای دنیا نیست. مهربانی و همکاری و دلسوزی برای مصیبت دیدگان که مربوط به همه بشر است یک حرف است، اما جوشش و تحرک و نشاط و ورود در میدان، بدون هیچ ترتیب و آداب، برای خدمت کردن، یک حرف دیگر است. آن چه در ایران دیده شد، این بود. همه وارد میدان شدند و تحرک پیدا کردند. بنده در سالهای قبل از انقلاب حوادثی مثل زلزله و سیل را از نزدیک دیده بودم. خود من رفتم امدادگری و خدمت گذاری کردم. این روحیه حرکت عمومی، این دلسوزی، این ورود در صحنه کار و ابتکار، این کمک رسانی انبوه، مخصوص ملتی است که دل او از حرکت جهادی گرم است و جوشش جهادی در دل او وجود دارد؛ این همان روحیه بسیج دوران دفاع مقدس است؛ این همان روحیه سنگرسازان بی سنگر جهاد سازندگی است که غسل شهادت می کردند و روی بولدوزر می نشستند تا خاکریز بزنند. ما این روحیه را باید حفظ بکنیم ... .»
نظم، دانش و فرهنگ جهادی
در سخنان رهبر معظم انقلاب دو نکته مهم درباره فرهنگ جهادی به نظر می آید؛ یکی آن که فرهنگ جهادی که یکسر نشاط، تحرک، پویش، جوشش و کوشش است به معنای بی نظمی و بی انضباطی و حرکت بدون برنامه ریزیهای دقیق، نیست. بلکه فرهنگ جهادی در صورتی پیدا می شود که از انسجامِ تشکیلاتی و نیروی انسانی حداکثر استفاده بشود؛ تلاش و کوشش خستگی ناپذیر هنگامی فاصله انسان را در رسیدن به سرمنزل مقصود کم می کند و به حرکت آدمی شتاب می دهد که منسجم، منظم و در قالب طرح و برنامه ای سنجیده، سخته و پخته باشد و آنان که فرهنگ جهادی و حرکت و جوشش عمومی ملت سرافراز ایران را نوعی بی نظمی تلقی می کنند یا مفهوم فرهنگ جهادی را نفهمیده اند و یا از سر عناد و دشمنی در پی لکه دار کردن موفقیتها و از میان بردن فرهنگ جهادی و مخدوش کردن چهره آن در میان مردم هستند.
نکته دوم دانش محوری است. از عناصر سامان دهنده فرهنگ جهادی دانش و علم است که همواره قرآن بر آن تأکید می ورزد. اصلاً حرکتِ یاران رسول اللّه و اصحاب امامان ـ علیهم السلام ـ برپایه علم و دانش بود و از تفاوتهای جوهری آنان با مخالفانشان به ویژه با دشمنان، دانش عظیمی بود که آنان از طریق معصومین ـ علیهم السلام ـ بدان دست یافته بودند. بدین سان فرهنگ جهادی؛ یعنی تلاش مبتنی بر دانش و بینش.
رهبر معظم انقلاب در این باره چنین فرمودند:
«ما این روحیه را باید حفظ کنیم، این روحیه با کار علمی و نظم تشکیلاتی هیچ منافاتی ندارد، بلکه اتفاقاً کار علمی را هم همین روحیه جهادی بهتر می کند. من به شما عرض کنم ما پیشرفتهای علمی و پژوهشی بسیار زیادی در بخشهای مختلف داشته ایم که ستون اصلی این بخشها را همین جوانهای انقلابی و بچه های مؤمن تشکیل داده اند. آنها بودند که وارد میدان شدند و براساس همین روحیه بسیاری از گردنه ها و عقبه های تحقیقات و کار مهم علمی را پیش بردند. بله، معنویت دنیای انسان را هم آبادتر می کند ... .»
گستره فرهنگ جهادی
همان طور که در سخنان رهبر فرهیخته انقلاب مشاهده شد، فرهنگ جهادی را انقلاب به مردم داد. امام راحل نخست جرقه این فرهنگ را در اعماق جانهای ملت ایران زد و با رهبری توانمند خود توانست آن را بگستراند و مردم با این روحیه آماده شدند تا از نو کشور خود را بسازند. از این رو فرهنگ جهادی از دامن انقلاب برخاست و در همان جا رشد کرد و بالید و همه کسانی که انقلاب را آفریدند و از آن حمایت کردند در هر نهاد و وزارتخانه و در هر شهر و روستایی به سهم خود از آن بهره بردند و در آن سهیم شدند.
از این رو نمی توان فرهنگ جهادی را به نهادهای انقلابی از قبیل جهاد سازندگی منحصر ساخت ـ گرچه این نهادها کانون و مرکز تبلور و جلوه فرهنگ جهادی بودند ـ امّا روحیه جهادی در همه جا بوده است و باید آن را پاس داشت و در حفظ و بالندگی آن کوشید.
بلکه توان گفت کسانی هستند که در همین نهادهای انقلابی از این فرهنگ بی بهره اند و کسانی هستند که در غیرنهادهای انقلابی، فرهنگ جهادی را روش خود ساخته اند و در چهارچوب آن فعالیت می کنند.
رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید:
«آن چه انقلاب اسلامی به مردم ما داد، فرهنگ جهادی بود. فرهنگ جهادی در همه عرصه ها و صحنه ها به کار می آید ... [این روحیه] مخصوص جهاد سازندگی نماند. این روحیه در بسیاری از دستگاهها رسوخ کرد. در کمک رسانی به بم هم، همین روحیه را مشاهده می کنید ... .»
در پایان لازم است یادآوری شود که در سخنان رهبر معظم انقلاب مطالب دیگری نیز وجود دارد که شرح آنها فرصتی دیگر می طلبد و آنچه در این مقاله آورده شد تنها نکته هایی درباره سخنان ایشان بود. نیز توضیح و تحلیل مسأله فرهنگ جهادی نیاز به فرصت بیشتری دارد که ان شاءاللّه در شماره های آینده بدان پرداخته خواهد شد.
مهندس محمدحیدری،مسئول مرکز خدمات و جهاد کشاورزی افزر